183.میریم مشهد!
داریم میریم مشهد! خیلی با جدیت! خیلی یهویی! با احمد آقا اینا و بابا اینا بدون بابا مرتضی:( خوب نمیتونه مرخصی بگیره ولی من باید تو رو ببرم ... چون نذر داشتم :) 1 هفته بطور تقریبی نیستیم اگه اونجا نت بود که میام اگرنه که مواظب وبلاگم باشین خاله ها:)
از امشب بگم که تولد آنیتا بود ... همه چی خوب و آروم بود و خوش گذشت:) سوتی مامانی رو هم بگم که بعدا هی یادم افتاد بخندیم:) سر شمع فوت کردن یهویی بلند گفت آنیتا پاشو فین کن مامانی:)))))))) قربونت برم مامانم:*
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


183.میریم مشهد!
